حقايق آموزنده
اگر دروغ رنگ داشت : هر روز شايد ده ها رنگين کمان در دهان ما نطفه مي بست و بيرنگي کمياب ترين چيزها بود
اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت، عاشقان سکوت شب را ويران ميکردند
اگر به راستي خواستن توانستن بود محال نبود وصال ! و عاشقان هميشه خواهانند; هميشه مي توتنستند تنها نباشند
اگر گناه وزن داشت هيچ کس را توان آن نبود که قدمي بردارد; تو از کوله بار سنگين خويش ناله مي کردي .... و من شايد ; کمرشکسته ترين بودم
اگر غرور نبود چشمهايمان به جاي لبهايمان سخن نمي گفتند; و ما کلام محبت را در ميان نگاه هاي گهگاهمان جستجو نميکرديم
اگر ديوار نبود نزديک تر بوديم ; با اولين خميازه به خواب مي رفتيم و هرعادت مکرر را در ميان 24 زندان حبس نمي کرديم
اگر خواب حقيقت داشت هميشه خواب بوديم هيچ رنجي بدون گنج نبود ولي گنج ها شايد بدون رنج بودند
اگر همه ثروت داشتند; دلها سکه ها را بيش از خدا نمي پرستيدند و يک نفر در کنار خيابان خواب گندم را
نمي ديد تا ديگران از سر جوانمردي بي ارزشترين سکه هاشان را نثار او کنند اما بي گمان صفا و سادگي ميمرد اگر همه ثروت داشتند
اگر مرگ نبود همه کافر بودند و زندگي بي ارزشترين کالا بود ; ترس نبود ; زيبايي نبود; و خوبي هم شايد
دل نوشتهها ، پنجرهاي است كه از قاب آن به جهان پيرامونم مينگرم.